تدریس.. .
دیشب حدود ساعت 8:30 وحید بهم زنگ زده که فردا ساعت 9:30 صبح کلاس برات گذاشتم بیا تدریس!
چشمام 4 تا بود (عینک داشتم!) شد 8 تا که آقا تو الآن میگی که من فردا بیام تدریس من اصلا نیستم که بیام گفت یعنی چی گفتم بابا من بیرون شهرم و صبح تازه حرکت میکنم و معلوم نیست کی برسم گفت من کاری ندارم باید تا قبل از 12 خودت رو برسونی! منم چی بگم جز چشم!
خلاصه صبح ساعت 9:15 رسیدم و 9:30 رفتم سر قرار مورد نظر! دقیقا به بچه ها گفتم که من کلا در جریان نیستم داستان چیه و قراره چی رو تدریس کنم و تازه همین 15 دقیقه پیش رسیدم! خلاصه شروع کردن سوال پرسیدن و من هم جواب دادم از شیمی 2 بیشتر سوال داشتن و این جوری تقریبا یه مرور انجام شد از شیمی 2 و بعد تصمیم این شد که من براشون شیمی 3 رو شروع کنم و هر روز تقریبا انگار قراره باهاشون درش داشته باشم!
خیلی وقته که شیمی رو تدریس نکردم اما خوب کلا چون از همون اول خیلی دوستش داشتم خیلی بیشتر از بقیه درسا می فهمم و میتونم آموزش بدم!
الآنم دارم جزوه مناسب و خلاصه پیدا میکنم که براشون تدریس کنم و چون از سایت زیر استفاده کردم خواستم اینجا معرفیش کنم.
- ۹۳/۰۴/۰۷